نه به کسی توهین میکرد
نه میگذاشت کسی بهش توهین کنه
پاک بود ولی ادعای پاکی نداشت
محکم مقاوم حمید
نشکن پرقدرت رشید
خوش تیپ و قوی هیکل
مرد مردی و جدا از نامردی
دوستدارش بودم و َآؤً« إوN
هنوز صدای صدا زدنت تو گوشمه
عموجان و محسن
هنگام خواستن نمیتواند ( از نویسنده آمریکایی )
این متن رو من فقط برای خودم و عمو مینویسم لطفآ نخوانید
![]()
من گرمای یک نگاه را گم کرده ام
من بعد تو ماه را گم کرده ام
. . .
![]()
همه چیز در سر جای خودش است
و من نباید هیچ چیز را تغییر دهم
من اگر بتونم باید خودم را . . .
البته این طرز فکر منه
طرز فکر های دیگه هم دارم که بعدآ میگم
وقتی صورت زیبایت را میبینم
یک دنیا خاطره برایم زنده میشود
ولی چه کنم که . . .
زبان ناتوان میشود
دستها کندتر مینویسند
و اشک جلوی دیدگانم را میگیرد
حتمآ او بهتر میداند
.
امروز وقتی با یاد تو از خواب بیدار شدم
وقتی به خود آمدم فهمیدم خواب تو رو دیدم
خیلی خوشحال شدم
یادش بخیر . . .
عمو
تمام همدانشگاهییام سیگاری هستن چه کار کنم سیگاری نشم
گفتی : نه براشون کبریت بزن و نه بگو پیف پیف بو میدی
فقط
در دلت کارشون رو انکار کن عمو
حمیدرضا
خیلی چاکرم
و چاکر تمام عو های گلم که خدا
۱۰۰۰
سالشون کنه
ایشالله
اون پنجشنبه شب که خونتون بودیم
کلی صفا داد
بعد وقتی میخواستیم بریم جلو در ورودی
شما داشتی به یک طرف از آسمون نگاه میکردی
اون لحظه شما رو نگاه میکردم بعد که خداحافظی کردیم
بیرون که اومدیم زاویه دیدتو دیدم که به
ماه
ختم میشد
یاد اون موقع بخیر که ماشینو تو پارکینگ ما میزدی . . .
زمستان یعنی عشق و وفا
زمستان یعنی صدق و صفا
زمستان یعنی دیدار دوباره پاکی با این دنیای پلید
زمستان یعنی . . .
بی خیال من که شاعر نیستم
من با توام
اگر چه بی توام
لعنت به کسایی که اذیتت کردن
لعنت به من